محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4634
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىخواست به او بياموخت . » [ 1 ] و بگفت تا بهر يك از كسانى كه در آن نبرد حضور داشته بودند ، پانصد بدهند و مقرريشان را به هشتاد بالا برد . عبد الرحمان بن اميه گويد : وقتى مردم خراسانى با مروان تلاقى كردند هر تدبيرى مىكرد مايهء خلل و تباهى بود . گويد : شنيدم روزى كه هزيمت شد ايستاده بود و كسان نبرد مىكردند ، پس بگفت تا مقدارى مال بياوردند و به كسان گفت : « ثبات كنيد و نبرد كنيد كه اين مال از آن شماست . » و كسان بنا كردند از آن بر مىگرفتند . به دو پيغام دادند كه كسان به مال پرداختهاند و بيم داريم آن را ببرند و او كس پيش پسر خود عبد الله فرستاد كه : « با ياران خويش به عقب اردوگاهت برو و هر كه را از اين مال بر گرفته بكش و مانعشان شو . گويد : عبد الله با پرچم ياران خويش پشت بكرد ، كسان گفتند : « هزيمت ! » و هزيمت شدند . ابو الجارود سلمى به نقل از مردم خراسانى گويد : « بر ساحل زاب با مروان مقابل شديم ، مردم شامى به ما حمله آوردند ، گفتى كوههاى آهن بودند ، زانو زديم و نيزه ها را بالا برديم كه پشت بكردند ، گويى ابرى بودند ، و خداى ما را بر آنها مسلط كرد . به هنگام عبور ، پل مجاورشان ببريد ، يكى از مردم شامى بر آن بماند ، يكى
--> [ 1 ] فَلَمَّا فَصَلَ طالُوتُ بِالْجُنُودِ ، قال : إِنَّ الله مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ ، فَمَنْ شَرِبَ مِنْه فَلَيْسَ مِنِّي ، وَمن - لَمْ يَطْعَمْه فَإِنَّه مِنِّي ، إِلَّا من اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِه ، فَشَرِبُوا مِنْه إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ ، فَلَمَّا جاوَزَه هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا - مَعَه قالُوا لا طاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجالُوتَ وَجُنُودِه . قال الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا الله كَمْ من فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ الله وَالله مَعَ الصَّابِرِينَ . وَلَمَّا بَرَزُوا لِجالُوتَ وَجُنُودِه قالُوا رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَيْنا صَبْراً وَثَبِّتْ أَقْدامَنا وَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ، فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ الله وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ وَآتاه الله الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَه مِمَّا يَشاءُ 2 : 249 - 251 ( بقره آيه 248 تا 251 )